عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

571

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

على اجراء المنفصل مجرى المتّصل . و ايشان كه هر دو بكسر خواندند ، نون و واو را كه منفصل‌اند از فعل ، چون همزه كه بدان متّصل است ننهادند . و هر دو را مكسور كردند على اصل التقاء السّاكنين . و ابو عمرو و يعقوب كه فصل كردند ميان واو و نون ، و در نون كسر اختيار كردند ، و در واو ضمّ ، از آنست كه در واو ضمّ نيكوتر است ، از آنجا كه مانندگى دارد بواو ضمير ، و اجماع در واو ضمير واقع است بر ضمّ ، كقوله تعالى : وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ ، و در نون اين مشابهت نيست ، فاختار لها الكسر لالتقاء السّاكنين ، و لم يجريا المنفصل مجرى المتّصل . قوله تعالى : ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ - عامّهء قرّا قليل برفع خوانند ، مگر ابن عامر كه بنصب خواند . ايشان كه قليل خوانند برفع ، بدل نهند از ضمير كه در فعلوه است ، چنان كه گويى : ما جاءنى احد الّا زيد ، زيد بدل است از احد ، زيرا كه ما جاءنى احد الّا زيد ، و ما جاءنى الّا زيد ، بمعنى هر دو يكيست ، اختيار در استثناء « 1 » منفى رفع است . امّا وجه قراءت ابن عامر كه قليلا بنصب خواند ، آنست كه او نفى را بمنزلت ايجاب كرده است ، و بتمامى سخن مينگرد ، زيرا كه ما فَعَلُوهُ و مانند آن در نفى سخنى تمام است ، چنان كه : جاءنى القوم و مانند آن در ايجاب سخنى تمام است . چون سخن پيش از إِلَّا تمام بود مستثنى را در نفى بنصب كرد ، چنان كه در ايجاب بنصب كنند ، و نصب اصل است در باب استثناء ، چون سخن پيش از إِلَّا تمام شود . وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ - اين آيت در شأن عبد اللَّه بن زيد بن عبد ربه الانصارى الخزرجى آمد ، صاحب الأذان . او را بانگ نماز در خواب نموده بودند . بر رسول خدا ( ص ) آمد ، گفت : يا رسول اللَّه ما را از تو بجز ديدار اين جهانى نيست .

--> ( 1 ) - نسخهء الف : مستثنى . )